اولین غلت!!!
هفته پیش جیگیرم خونه مامانی اینا بودیم! و شما خوابیده بودی یهو من دیدم که دور زدی و برگشتی از جات اینور تر و غلت زدی شما! عزیزم اینقد ذوقیدم که نگو! البته دیگه تکرار نکردی! در عوض خیلی محکم قدم بر میداری تاتی تاتی میکنمب برات محکم و تند پاهاتو جلو میزاری و راه میری حسابی! تو رورودکتم که خونه رو باهش متر میکنی!





